محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
15
آيين شهردارى ( فارسى )
بگزيند ، خدا او را از شر آنان نگه مىدارد ، و هركه رضايت مردم را به خشم پروردگار برگزيند او را به دست مردم سپارد ، و هركه ميان خود و خداوند نيكى كند ، خدا ميان او و مردم را نيكو گرداند ، و هركه باطن خود را اصلاح كند خداوند ظاهرش را نيكو مىدارد و هركه براى آخرت خود كار كند خدا دنيايش را تأمين مىكند . » گويند : اتابك پادشاه دمشق محتسبى خواست . مردى را كه از اهل علم بود نام بردند . به احضارش فرمان داد . چون بيامد ، پادشاه گفت : من كار حسبت را كه امر به معروف و نهى از منكر است به تو سپردم . گفت : اگر چنين است از اين طراحه « 1 » برخيز و اين مسند را بردار ، زيرا هر دو ابريشميناند و انگشترى طلا را درآر ، زيرا پيامبر ( ص ) فرمود : « حرير و طلا بر مردان امت من حرام و به زنان حلال است » « 2 » سلطان از طراحه برخاست و فرمان داد تا مسند را برداشتند ، و انگشترى را درآورد و گفت : نظارت در امور شرطه را نيز به حسبت افزودم . و مردم محتسبى با هيبتتر از او نديدند . سبب آن بود كه چون سلطان به دو حسبت داد وى را براى مباشرت امر به معروف و نهى از منكر شايسته ديد و اين صراحت گفتار جهاد اكبر است ، چنان كه رسول خدا فرمود : « برترين جهاد گفتار حق در نزد سلطان جاير است » « 3 » ، و اگر آن دانشمند بر جان و مال خود يا از حادثه مىترسيد بدان مقام نمىرسيد . شروط محتسب محتسب را سزاست كه آيين رسول خدا ( ص ) را در مورد كوتاه كردن شارب و پيراستن موى بغل و عانه و گرفتن ناخن و پاكيزگى و كوتاهى جامه
--> ( 1 ) - گستردنى مربع كه بر آن نشينند ، جمع طراريح ( ذيل قواميس العرب ، دزى ) . نوعى سرير است ، ر ك : تاريخ ابن بىبى ، دستنويس ج 2 ، ص 19 ( 2 ) - قال ( ص ) : « هذان حرامان على ذكور امتى حل لاناثها » . ( 3 ) - قال ( ص ) : « افضل الجهاد كلمة حق عند سلطان جائر » .